به دعوت  H O R I Z O N  عزیز  بعد از دو هفته ! ها؟ ساعت خواب

1-  آهنگِ اول ویندوز !

2- آهنگِ اول برنامه کودک حدود 17یا 18سال پیش [بق بق بق بق بق ، دینگ بق بق بق بق

بق ، دینگ ] یه آدم صورتی بود میومد یه پرده صورتی هه رو کنار میزد برنامه شــروع میشـد 

 همونو میگم

3- آهنگ تقویم تاریخ  رادیو [ دوب دوب، دوب دوب، دوب دوب، دوب دوب ، بـــــــــــــنگ !! ] 

اول صب به جای آرامش یه حس اظطرابُ ندامت می پاشید اینور اونور

4- آهنگ سرزمین های شمالی

5- آهنگ ماشینای شهرداری [ دی ری دی ، دی دی دیری دی دی.....]

6- زنگ موبایل خودمُ یه دونه دیگه از دوستام!

خب دیگه شد هفت تا به گمونم .

* دَم عیدی گفتم یه خونه تکونی اساسی به آرشیو ذهنیتون بدم  خوبه دیگه آره؟!!

* خدایی سخت بود آهنگا رو به زبون نوشتار بنویسم.

26 دیدگاه »

  شیخ الشیوخ wrote @ مارس 15, 2008 at 9.16

لب ساحل شمع کجا بود برادر؟؟!
گشنمه!

  aleph.mim wrote @ مارس 15, 2008 at 9.16

این احساس ندامت و اضطراب ناشی از این بود که من یا مخشامو ننوشته بودم یا امتحان داشتم نخونده بودم. کلن اون دوران صبح های افتضاحی بود. بچه های انقلاب هم صبحا پحش می شد.
ایضن ، خکپ.

  مهوشم wrote @ مارس 15, 2008 at 9.16

esme mosta’ar

سلام :)
سلام مهوشی!

  مهوشم wrote @ مارس 15, 2008 at 9.16

این شکلکه لبخند وردپرس چه مسخرست !
من دارم مث شکلک لبخند یاهو لبخند میزنما ؟!
گفته باشم…!
: )
- - -
من عاشق تقویم تاریخ و آهنگش بودم چون خواهرم می ترسید از آهنگه من بهش می خندیدم حال می کردم !
اوخِی چه لبخند ملیحی !

  پلنگ صورتی wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

وای چه آهنگای خاطره انگیزی… ریدم به سلیقۀ بی نظیرت فنسی جون. از شوخی گذشته سلیقه ات واقعا بی نظیره همه می گردن آهنگای خیلی سانتیمانتال و عاشقانه پیدا می کنن تو آهنگ ماشین شهرداری دوس داری؟ شرمنده اخلاق ورزشیت هستم ولی ناچارم یه بار دیگه عرض کنم: ریدم به سلیقه ات!
منم ناچارم عرض کنم ریدم به خودت حاج خانوم!

  زبل‌خان wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

سومی رو از pink floyd دزدیدن. “Time” از آلبوم Dark side of the moon
عرض سوادُ تهنیت دیگه آره ؟

  diisignotis wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

آهنگ ماشینای شهرداری طرف ما آهنگ فیلم سارا کوروئه ماشینا شهرداری طرف شما عروس می برن؟
یه کم صبر کنی سارا کورو هم آخرش عروسی میکنه، ما یه خورده فیلمو زدیم جلو

  تراموا wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

نوازندگی‌ت کشته منو
!!! : x

  DESERTER wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

تو هم هی نوستالژی تف کن تو صورتمونا…..!

  کاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

عجب!
انتظار بیشتر از این داشتین از فنسی؟!
راستی آهنگ زنگ اخبار مدرسه یادت رفت!D:
در ضمن بار آخرت باشه به صورتی گفتی بالای چشمش ابرو! میام و سروتهت رو یکی می کنما!
راستی جوابتم توی وبلاگ رضا دادم!
مثل اینکه خوشت میاد هی سوسکت کنم آره؟!
D:

زنگ اخبار مدرسه دیگه چیه؟ فک کنم خوابت میاد

  DESERTER wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

ممنون به خاطر توصیفی که از رضا عظیمی کردید، بدینوسیله از طرف ایشان تشکر می نماییم.
از طرف ما هم عذر خواهی کنید چنانچه به شخصیت ملوکانه شان خدشه ای وارد شد نقطه !

  مهوشم wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

حالا
fancy face
یهــنی چی ؟!
دقیقا یعنی شما مهوشید!

  مهوشم wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

شرمنده اخلاق ورزشی ..fancy free

  مهوشم wrote @ مارس 16, 2008 at 9.16

نگا نکن..چون غریبه ها از اینجور کامنتا اصلا خوششون نمیاد

  نیاز wrote @ مارس 17, 2008 at 9.16

وای وای وای دومیش عالی بود.. منو برد تا کجا

  veroneeque wrote @ مارس 17, 2008 at 9.16

یعنی من همه شو با لب زدم و فهمیدم چی به چی بود! آفرین!

  horizon wrote @ مارس 17, 2008 at 9.16

آقا دستت درد نکنه بالاخره روی ما رو از رو زمین برداشتی ! :دی
چه چیزایی تو یادت مونده بشر ! آخی چه قدر کوچیک بودیما ! آخرشم بچه هه می پرید هوا ماتریکس میشد میموند همون وسط !

  مثل آب برای شکلات wrote @ مارس 17, 2008 at 9.16

سرزمین های شمالی و موبایلت مکتوب نشده بود.بازنگری فرمایید!

  کاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote @ مارس 17, 2008 at 9.16

خوب آتیشی به پا کردی !
کدوم آتیش؟!

  رضا عظیمی wrote @ مارس 18, 2008 at 9.16

یکم سعی کن جنبه داشته باشی ..مگه چی گفتم بت؟ من به اندازه کافی رفتم و جلوی یه مشاور به عنوان یه بیمار یا کسی که مشکل داره نشستم ، دیگه اینجا نمی خوام همه برام دکتر بشن…می تونی اینو درک کنی؟ تو وقتی از آدم انتظار داری که نارحت نباشه که هر آدم نرمکالی تو اون وضعیت ناراحت میشه، انگار از آتیش بخوای داغ نباشه، بعد که طرف این خواستت رو اجابت نمی کنه بت بر می خوره …با همه این اوصاف اگه خواستی بازم بیا خونه من، اگه نخواستی هم نیا..اگه هیچ کس هم نیاد من مطالب خودم رو می نویسم.
جوابت داده شد رضای عزیز

  شبستان wrote @ مارس 18, 2008 at 9.16

دی ری ری توپس دارام دارام… اگه گفتی کدوم آهنگه؟!
ریمیکس آهنگ آشغالی بود.
ریمیکس همین آهنگی بود که الان نواختی؟!

  aleph.mim wrote @ مارس 18, 2008 at 9.16

چرا قالب تو این جوری ش کردی آخه بابا…
عوضش کردم خیلی سبزُ زاقارتی بود اصن اونی که من میخوام نداره

  باران wrote @ مارس 18, 2008 at 9.16

اوه! صبح بخیر!

  کاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote @ مارس 18, 2008 at 9.16

فنسی این رضا رو دیدی بگو بیاد لابدان!
خودت که زنده هستی ؟
به کوری چشم جوجه ها آره زنده م
هر چی خواستی به رضا گفتی حالا اومدی سراغشو میگیری ؟!(حالا اصن نمیدونم چی شده ها D :)
بد بد بد

  کاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote @ مارس 18, 2008 at 9.16

راستی خوب خونه تکونی کردیا!
بهت میاد!
سوسکامُ فرستادم اونور
وقتی داری دمپایی بر میداری مواظب انگشتای ظریفت باش D:
(شوخی میکنما یه وقت ناراحت نشی! درک کن که دست خودم نیست!!!)

  کاوه گیــــــلانی (لابدان) wrote @ مارس 18, 2008 at 9.16

از دست تو!
در مورد درک کردن هم درک می کنم که دست خودت نیست!
چرا کامنت ها رو بستی ؟!
دست تو ظریفه به دست من چه که پاشو میکشی وسط D:
بفرمایید اینم باز ببینم دیگه چی میگی

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>